پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۴، ۰۱:۴۷ - علیرضا
    عالی..
عضوی از راز دل

زیبایی، در نزدیکی شماست

شنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۳، ۰۱:۳۷ ب.ظ

1.

برای دریافت وام به یکی از شعب بانک مهر اقتصاد ایران مراجعه کردم. دیدم در کنار باجه‌های بانکی، اتاقکی ساخته‌اند و رویش نوشته است مشاور فقهی!

از کارکرد این مشاوره پرس و جو کردم. می‌دانید که متن قرارداد اکثر وام‌هایی که پرداخت می‌شود از نظر شرعی درست است. اما در خیلی از موارد نه وام گیرنده درست از مفاد این قراداد اطلاع دارد و نه وام دهنده. از آنجا که بسیاری از عقود شرعی با اصلاح نیت درست می‌شوند و با نیت اشتباه به وادی ربا می‌افتند، به همین دلیل اکثر وام‌ها شبهه‌ناک می‌شود. چرا که وام گیرنده اصلاً نمی‌داند این وامی که دریافت می‌کند، مثلاً قرض نیست و خرید اقساطی یک کالاست و امثال آن. این مشاوره برای این است که وام گیرنده با روحانی متخصصی که در آنجا حاضر است صحبت کند و دقیقاً متوجه نکات شرعی قرارداد خودش با بانک بشود.

کار بسیار پسندیده‌ای است. جای تشکر دارد.

2.

در هیئت فاطمیون قم، بالای غرفه‌ای که چای برای عزاداران می‌ریزند نوشته بود:

تولید ملی، سرمایه ایرانی

در این هیئت، تنها چای ایرانی تقدیم شما می‌شود.

*

حتماً دیده‌اید که بعضی‌ها عادت دارند هر جا می‌نشینند غر می‌زنند و از مشکلات خودشان و عیب‌هایی که دیده‌اند تعریف می‌کنند (مثل همین جمله‌ای که خواندید و به یکی از مشکلات اجتماعی اشاره کرد) این کار باعث می‌شود به تدریج همه نسبت به جامعه خودشان نگاه منفی داشته باشند و اعتمادشان را از دست بدهند.

اما آیا هیچ نکته مثبتی در جامعه نیست؟ آیا نکات مثبت بیش از نکات منفی نیست؟ آیا نکات مثبت قابل ذکر نیستند؟

این سوالات مدت بسیاری است در ذهن من است و معتقدم اگر خودمان را عادت بدهیم خوبی‌ها را ببینیم و تعریف کنیم، هم رضایت خودمان از زندگی بیشتر می‌شود، هم اطرافیان‌مان از این نگاه لذت خواهند برد. با نگاه درست به وقایع، می‌توان بعد از سختی‌های فراوان جمله «ما رأیت الا جمیلا» را گفت. واقعاً اگر حضرت زینب کبری سلام الله علیها در کربلا جز زیبایی ندیده است، ما نمی‌توانیم روزی یک زیبایی در زندگی اطراف خودمان ببینیم و برای دیگران تعریف کنیم؟ آیا این کار، خود نوعی امر به معروف نیست؟

این نکته، مقدمه‌ای شد برای ایده‌ی راه‌اندازی یک وبلاگ یا سایت؛ جایی که هر کس نکته‌های مثبتی که در اطراف خودش می‌بیند (مثل همان دو موردی که در بالا ذکر کردم) در آنجا منتشر کند. البته اگر این انتشار در سایت یا پایگاه‌های متعدد و متفاوت هم انجام شود، قطعاً بهتر خواهد بود. اما یک محل تمرکز هم برایش مفید است.

این ایده البته هنوز به مرحله اجرا نرسیده است و احتمالاً به این زودی‌ها هم نخواهد رسید. مگر آنکه شخص دیگری آن را کامل‌تر کند و به اجرا بگذارد. اگر شما آن شخص دیگر هستید، بسم الله.

نظرات  (۰)

نظر شما چيست؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی