پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۴، ۰۱:۴۷ - علیرضا
    عالی..
عضوی از راز دل

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چابک سازی» ثبت شده است

پس از یک دوره کوتاه مدیریتی که آقای سرافراز در سازمان صدا و سیما پشت سر گذاشت، اکنون مدتی است که سکان به آقای علی عسکری سپرده شده است. در این مدت، مهم ترین سیاستی که در عمل از رئیس جدید دیده شده است، بازگرداندن تغییرات دوره قبل به حالت قبل از تغییر بوده است. اما این تغییرات چرا ایجاد شدند و چقدر درست بودند؟

سرافراز، بر اساس ضرورت های اساسی ادامه کار سازمان و همچنین حکمی که مقام معظم رهبری به ایشان داده بودند، چابک سازی را در دستور کار خود قرار دادند. این اقدام، طبیعتاً مخالفت هایی را در پی داشت و کنترل این مخالفت ها نیز باید جزئی از برنامه آقای سرافراز قرار می گرفت که نبودن این بخش از برنامه، سهم موثری در تغییر مدیریت سازمان بعد از مدتی کوتاه داشت.

با همه هجمه هایی که بر علیه سرافراز وجود دارد، با جرأت می گویم که سیاست اصلی سرافراز کاملاً درست (و حتی تنها راه چاره سازمان صدا و سیما) بوده است. اما از نگاه من به دلایلی این سیاست درست، غلط اجرا شد:

  1. نبود گروه مدیریتی قوی و همراه با این سیاست ها در کنار دکتر سرافراز
  2. روحیه فردگرایی دکتر سرافراز و دخالت ندادن کارشناسان در تصمیمات
  3. برخی اقدامات شاخص غلط که تمام اقدامات درست را نیز زیرسوال می بردند
  4. در نظر نگرفتن سرعت مناسب اجرای سیاست ها
  5. در نظر نگرفتن خط پایان چابک سازی به نحوی که به نظر می رسید پایان این چابک سازی ها، حذف سازمان صدا و سیما باشد!!
  6. نبود سیاست حمایتی برای مدیرانی که جایگاه آنها حذف شده است و به عبارت دیگر تحویل نگرفتن مدیران قبلی
  7. وجود مراکز قدرت مختلف در سازمان
  8. ...

غلط اجرا شدن این سیاست ها کار را به جایی رساند که دکتر سرافراز کناره گیری کرد و اکنون حرف زدن از سیاست چابک سازی، به نوعی خودزنی محسوب می شود. با این همه بنده به عنوان یک عضو کوچک این جامعه، عرض می کنم که هر چند بخشی از اقدامات آقای سرافراز غلط بوده است، اما عدول از سیاست چابک سازی، به نوعی ادامه دادن مشکلات سازمان صدا و سیماست. حالا که آقای سرافراز با اقدامات خود، هزینه های سرسام آور مدیریتی را تحمل کرده است (یا نکرده است) بالاخره با اندکی تغییرات کاملاً ضروری، باید مسیر را ادامه داد و از فشردن دائمی کلیدهای CTRL+Z خودداری کرد!

*

بعد نوشت:

چقدر شباهت بین سرافراز و احمدی نژاد بود. هر دو اقدامات خوبی داشتند که با اقدامات بدشان آن را خراب کردند. و...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۳۸
علی اصغر جوشقان نژاد
صدا و سیما درگیر تغییراتی جدی است که می‌تواند آینده این رسانه را تعیین کند. رئیس جدید رسانه ملی، با نگرشی جدید وارد شده است و ضروری است اصلاحات گسترده‌ای انجام دهد. البته این به معنای نادیده گرفتن زحمات مهندس ضرغامی نیست، بلکه تغییر مسیری است که شاید بدون تغییر رئیس امکان‌پذیر نبود.
برای تغییرات ساختاری و چابک‌سازی، مهم آن است که به درستی، وظیفه اصلی سازمان شناخته شود و حداقل وظایف حاشیه‌ای در سازمان بماند و بیشینه آن به بخش‌های خصوصی یا غیر خصوصی واگذار شود.
مهم‌ترین وظیفه سازمان صدا و سیما کدام است؟ چه کاری است که تنها از سازمان صدا و سیما پذیرفته است و جای دیگری قدرت و امکان آن را ندارد؟ پاسخ «نظارت و پخش» است. حتی تولید برنامه نیز جزء شایستگی‌های ویژه صدا و سیما نیست. شایستگی اصلی سازمان در نظارت و پخش است و بر این مبنا باید چابک‌سازی صورت پذیرد. یعنی حرکت به سمتی باشد که شایستگی‌های اصلی سازمان، بخش قابل توجهی در سازمان باشند و سایر وظایف، به راستی حاشیه‌ی این دو کار به حساب بیایند.

اما کدام گزینه‌ها برای اصلاح، پیش روی رئیس جدید هستند؟ با یک نگاه داخلی به سازمان صدا و سیما این موارد را پیشنهاد می‌دهم:
  1. اصلاح فرایندها و ساختارها: با تمرکز بر شایستگی اصلی سازمان، بخش عمده‌ای از فرایندها و ساختارها، قابل اصلاح هستند. فرایند برون‌سپاری نیازمند بازنگری و جدی شدن است. در سیما البته تا حدی این فرایند جا افتاده است اما در عین حال اشکالاتی دارد که نیازمند رفع است. در سایر بخش‌های سازمان (صدا، مراکز استانی، فنی و...) برنامه‌ریزی بیشتری برای این بخش نیاز است. به علاوه، بخش‌های ستادی سازمان بسیار فربه‌تر از بخش‌های صف هستند و همین نشان دهنده آن است که سازمان بر اساس وظیفه‌ی اصلی خودش گسترش نیافته است. در این زمینه اقدامات خوبی در حال انجام است و پیشنهادهای فراوانی نیز وجود دارد که مطمئناً آقای سرافراز به دنبال جمع‌آوری آنها از داخل سازمان خواهد بود.
  2. کاهش نیروی انسانی دائمی یا جلوگیری از افزایش آن: سازمان صدا و سیما، تعداد زیادی نیرو در وضعیت‌های همکاری مختلف دارد. نیروهای رسمی، پیمانی، حق‌الزحمه‌ای، برنامه‌ای و شرکتی، از معروف‌ترین انواع همکاران صدا و سیما هستند. همه‌ی ما وقتی صحبت از نیروی انسانی پیش می‌آید، تقاضای ثبات شغلی برای عوامل داریم و از ارگان مربوطه می‌خواهیم نیروهای خود را استخدام کند و حقوق کافی بدهد و همه بیمه باشند و از این دست مطالبات. اما وقتی پای بررسی عملکرد می‌آییم، از تعدد نیروی انسانی و بهره‌وری پایین و امثال آن انتقاد می‌کنیم. اما سازمان صدا و سیما راهی جز اضافه نکردن همکاران دائمی خود ندارد. فوراً این سوال پیش می‌آید که نیروهایی که قبلاً همکار بوده‌اند چه می‌شوند؟ آیا باید بیکاری افزایش یابد؟ پاسخ این سوال البته با یک کلمه داده نمی‌شود. سازمان صدا و سیما،‌ تعداد زیادی نیروی پاره وقت نیاز دارد. مثلاً یک مجری برنامه تلویزیونی، در روز، ماه یا سال چقدر برنامه دارد؟ آیا سازمان می‌تواند مثلاً 20 مجری را استخدام کند و فقط از آنها استفاده کند؟ یا ضرورت رسانه ایجاب می‌کند که تعداد زیادی مجری به صورت برنامه‌ای با سازمان همکاری کنند و به اندازه برنامه‌ی خودشان حق‌الزحمه دریافت کنند؟ سازمان ناگزیر است که راه دوم را انتخاب کند و در بخش‌های برنامه‌سازی استخدام خود را متوقف کند. از همکاران فعلی نیز اگر کسی به قطع همکاری دائمی تمایل داشته باشد،‌ احتمالاً سازمان صدا و سیما استقبال کند و همکاری برنامه‌ای با او را ادامه دهد.
  3. بازنشسته کردن بازنشستگان: در سازمان صدا و سیما، دوران خدمتی تعدادی از مدیران پایان یافته است اما بازنشستگی خود را به تعویق انداخته‌اند. هرچند هر بازنشستگی به معنای از دست رفتن بخشی از تجربیات است اما بازنشسته نشدن هم به معنای جلوگیری از ایده‌های جدید است. سازمان تا زمانی که بازنشتگان را به سلامت بدرقه نکند، موفق به اجرای بخشی از تغییرات نخواهد شد.
  4. شرکت‌های تابعه: شرکت‌های تابعه سازمان صدا و سیما، به جز آن که در راستای شایستگی اصلی سازمان نیستند، به نوعی مانع کاهش هزینه‌های سازمان نیز هستند. این شرکت‌ها از طرفی تأمین کننده انحصاری نیازهای سازمان هستند و از طرف دیگر، از منابع انسانی، انبارها و تجهیزات سازمان استفاده می‌کنند، اما با این همه خدماتی گران‌تر از سایر شرکت‌های مشابه ارائه می‌نمایند. (روح) اصل 44 قانون اساسی به ما می‌گوید چنین شرکت‌هایی باید حذف شوند و سازمان از بازار خصوصی، نیازهای خود را تأمین کند.

این چهار پیشنهاد کلی، نیازمند تعیین مصادیق دقیق‌تر است که جای آن در این نوشته نیست. در جلسات داخلی سازمان صدا و سیما، در مورد مصادیق دقیق‌تر (مخصوصاً برای بند اول) بحث‌هایی در جریان است. امید که جناب دکتر سرافراز بتوانند با انتخاب یک مسیر درست، سازمان صدا و سیما را به سمت وضعیت مطلوب حرکت دهند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۳ ، ۱۷:۲۴
علی اصغر جوشقان نژاد